موسیقی سنتی ایرانی
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» (خنیای باستانی ایرانی) حروف نویسی خالص
کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارتند است از«موسیقی ایران باستان» و یا
بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل
درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز
همان است، بندرت استفاده میشود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند
تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراطوری ایلامی
(۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص
موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند
گیتارها، عودها و فلوتهائی که ابداع و نواخته شده، میباشند. گفته میشود
ابزار موسیقی مانند «باربت»ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از
میلاد داشته است.
از هیردوتوس نقل است که در دوران امپراطوری هخامنشی که به «امپراطوری
پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشتهاست.
او میگوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری
بودهاست. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که
بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر
مقبول واقع شدند.
اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان
میباشد. فارسی ( فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاهها بهمراه زبان
پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در
برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بودهاست. الگو:واقعیت
بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب
فارسی معاصر در واقع کلمه «خنیاً میباشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی
هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شدهاست. باربد
کبیر که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراطوری ساسانی بود، اولین سیستم
موزیکال خاور میانه که با نام» سلطنتی خسروانی«شناخته میشود را ابداع
نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نامهای
فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشتهاند، »دستگاههاً
از زمانهای باستان زبان به زبان به امروز رسیدهاند، اگرچه بسیاری از
مدها و ملودیها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئلهای
غیر اخلاقی میدانستند، از بین رفتهاند.
موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گوئی بوده و اساس آن یک سری از مدلها قیاسی
و تن هائی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان («استاد») دارای
ارتباط سنتی بودهاند که در قرن بیستم و بموازات حرکت تعلیم موسیقی به
دانشگاهها و هنرستانها، رو بزوال نهادند.
هر یک فهرست بیش از دویست سری («ردیف») به ملودیهای کوچکتر با نام «گوشه»
تقسیم میشوند که خود این گوشهها نیز به دوازده دستگاه تقسیم میشوند. هر
«گوشه» و دستگاه نام انفرادی مخصوص بخود را دارند. یک نمایش مرسوم از «پیش
درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ)، «چهار مضراب» (وزن
دار) تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات). بصورت غیر مرسوم، این قسمتها را
میتوان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه
(۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشههای پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند.
امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته میشوند که مایه تاسف است.
بسیاری از ملودیها و مدها مربوط به مقامها ترکی و موسیقی عربی میباشند:
باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران،
سرزمینهای تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر
حاکمان عرب فعالیتهای مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به
موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که
به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب اعظم موسیقی میخواندند. بیش
از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که
ملودیهای موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاسها و
مدهای ایرانی هستند.بیشتر
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد اين دلم جای دگر نمیشود
ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من تويی ملکت و مال من تويی
آب زلال من تويی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
اين همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زير جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی يار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
هر چه بگويم ای سند نيست جدا ز نيک و بد
هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود