الله مزار
الله مزاره مزاره غريب رهگذاره وآی چه روزگاره
خوش بهحال آن کفتری که در هواته که ميپره در هوای تو والله جونش فداته
خوش بهحالت آهو جان که در کويری اما آهو جان بگو از چه کوههايی ميری
به صحرايی که سبز بهاره به دياری که ديدار ياره
که سبز بهارش بی آزار خارش
به غربت در فراق تو وای چه روزگارهايی ديدم
زمستون بود و به ياد تو والله خواب بهارهايی ديدم
به بالای کوههای چهلدختر والله سيه ابرهايی ديدم
به دستمال کتون رنگی نداری همون آوای دلم آهنگی نداری
به پهنای صحرای دلتنگی غمگين غروبهايی ديدم
زمستان بود و به ياد تو گل زعفرانهايی ديدم
جوانهای قلعه
پير
جوانهای قلعه پير همه روزها به نخجير
شبها در پای آتيش همش در رقص شمشير
برق شمشير نقره کار شير بيشه زار شير بيقراره
جوانهای قلعه داد ستم از پا در افتاد گلاب از گل بگيريد بهاران را
خدا داد
جوانهای قلعه شاد همه ياران فرهاد هزارن تيشه بر دست شکسته کوه
بيداد
جوانهای قلعه راز هزاران دلبر ناز همش در انتظارند بيايند روزی به
پيشواز
گل لاله سر کوه بلند پای مزارم
به گل چيدن ميون سبزه زارم
اگر صد گل بيآيه ورکنارم …. گل لاله
از اين گلها نيآيه بوی يارم…. گل لاله
آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
بیا بیا دلبرُوک مو قربون تو شُم دنیا دو روزه
بیا مکن شو روز مُو خورشید مُو صبح نوروزه
دیدی چطور مانند اُو یک سال برفت سال نو اومد
یک سال چونو تندِ برفت که پنِداری همین دیروزه
آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
تا آدمی جون دلُم چشمون خُو وَرسُوزه
بینه که قد تو کمُون و پشت مو قوزه
بیا بیا اَفتُو غروب شد پشت کوه کم کم او شُو شد
بیا که باز سر زد ز کوه ماه همچونو یکهو مَهتُو شد
بُر چه چُنی بر چه چونو این چونی مَبُو دلبروک مو
این جور که میبینی زمونه سال به سال کهنه و نو شد
بیا بیا با هم برم بند دره یا چاره بالا
مگو صبا دیره صبا ورخِه بیا تا برم حالا
در آن دره دور از همه بی همهمه خرم وخندان
دور از شر و شور و شره با شرشر اُو کنم لالا
دسته:
جومه نارنجی جومه (جامه) نارنجی
رخساره نارنجی
به راه مرغاب شدم ز دست نارنجی
به راه صحرا شدم ز دست نارنجی
چونو (چنان) که ميروی اين سو نگاه کن
مو بيمار توام دردم دوا کن
گرفتار توام رنجيده دل
دل رنجيده را از خود رضا کن
گل سرخ و سفيدام کی ميآيی
بنفشه برگ بيدم کی ميآیی
خودتت گفتی بوقت گل ميآيی
گل عالم تموم شد کی ميآيی
دلم تنگه خدايا
به شهرم ميروم جنگه خدايا
به شهرم طاق (تاک) انگوره عزیزان
جدايی زخم ناسوره خدايا