یک تفسیر یک نامه و اصل سخنان رهبر
صفحه 1 مشروح اخبار صفحه 2 مشروح اخبار صفحه 3 مشروح اخبار صفحه 4 مشروح اخبار صفحه 5
اخبار ایران
 دایرکتوری بلاگ ویدیو در یوتوپ تقويم سال 1388خورشيدى عکس ازتهران وایران هوای شهر های بزرگ ایران نقشه ایران موسیقی رادیو تلویزیون های ایرانی وبلاگهای ایرانیان مسافرت Travel خدمات خرید وفروش نیازمندیها هنرموسیقی سینما فرهنگ وآموزش وپرورش اخبار روزنامه مجله رادیو دایرکتوری اینترنت ایران Iranian Americans Iran News Iran ایران Home خانه
 
 اخبارفارسی ایران صفحه اول
برای دسترسی به کلیه سایتهای خبری ایران ولینکهای آخرین اخبار ایران در منتشرات انگلیسی زبان دنیا به اینجا بروید
 

نقل از راه توده

سخنان رهبر، یک هفته پس از انتخابات

سخنان بغض آلود رهبر

در دفاع از کودتائی به رنگ خون


رهبر جمهوری اسلامی، یک هفته پس از انتخابات 22 خرداد که می توانست تبدیل به بزرگترین اهرم تامین امنیت ملی ایران شود و با کودتائی که علیه نتیجه واقعی آن کردند، به ضد امنیت تبدیل شد، به نماز جمعه آمد تا رویدادهای 7 روزه ای را جمع بندی کند. رویدادهائی که می رود تا بتدریج سرنوشت خود او را تعیین کند. او عملا گفت که 85 در صد مردم آمدند پای صندوق های رای، این رای به نظام بود، چون رئیس جمهوری را من تعیین می کنم! سخنان وی مجموعه ناهمگونی بود از ضعف سیاسی، تهدید به خشونت، جلب ترحم، طرح همیشگی تئوری توطئه خارجی، حمایت از رئیس جمهوری که ضعیف ترین پایگاه داخلی را دارد، بیم از قبول خواست تجدید انتخابات ریاست جمهوری که می رود تا به خواستی ملی تبدیل شود و سرانجام طرح خواست اصلی خویش، یعنی بازگشت مردم از خیابان به خانه ها و قبول کودتای انتخاباتی.

او با این حضور و با این سخنان عملا نشان داد که تنها سخنگوی یک بخش از حاکمیت است و نه کل حاکمیت، و از آن مهم تر، سخنگوی بخش اقلیت جامعه است و نه اکثریت جامعه ایران. برخلاف برخی انتظارات، او نشان داد که درک درستی از شرایط کشور و خواست مردم ندارد، تا آنجا که هنگام تفسیر و انتقاد از حمله به کوی دانشگاه ها، از کشته شدن دانشجویان بسیجی سخن گفت! فتنه های اعضای حزب پادگانی و نیروی انتظامی در خیابان ها و ریختن خون مردم معترض را به گردن آنهائی انداخت که نسبت به کودتای انتخاباتی اعتراض دارند!

او بیش از هر زمان دیگری، ضعف سیاسی خود را در ارزیابی از وضع کشور به نمایش گذاشت و نشان داد که پایگاه اجتماعی وی در پائین ترین ظرفیت قرار گرفته است. ما در ادامه این برداشت خود از خطبه سیاسی رهبر جمهوری اسلامی، به نکاتی اشاره می کنیم:

1- جنبش اعتراضی و ملی مردم ایران وارد مرحله ای صریح تر شده و برخلاف تصور و تهدیدهای رهبر جمهوری اسلامی، گام های بلند تر و آگاهانه تری را به جلو برخواهد داشت.

2- مقاومت خیرسرانه رهبر جمهوری اسلامی در برابر خواست مردم برای تجدید انتخابات و حتی به رفراندوم گذاشتن قبول و یا عدم قبول نتیجه ای که بصورت کودتائی اعلام شده، نشان داد که اتفاقا بر خلاف نظر و توصیه او، این خواست تنها با ادامه حضور مردم در خیابان و بر بام خانه ها می توان به نتیجه برسد. نتیجه وعده های رسیدگی به تخلفات انتخاباتی در گذشته، به فروپاشی اعتماد عمومی به شورای نگهبان و نهادهای برگزیده رهبر انجامیده و این دفتر جمع شده است. همین اعتماد نسبت به دستگاه قضائی کشور، در دهها نمونه رسیدگی به پرونده های قتل و جنایت سیاسی فروپاشیده است.

3- رهبر جمهوری اسلامی، با سخنانی که در نماز جمعه خود گفت، عملا نه تنها خود را در معرض بزرگترین قضاوت ملی قرار داد، نه تنها میزان عدالت و صداقت خود در گفتار و کردار را به نمایش گذاشت، بلکه برای نخستین بار آشکارا اعتراف کرد که سرنخ تمام امور در بیت اوست و جنبش ملی و اعتراضی مردم ایران چاره ای ندارد، جز عبور از سد وی. این درست همان درس و تجربه ایست که از جنبش ملی دهه 1330 و تضاد میان مصدق و شاه و دربار شاه در تاریخ کشور ما باقی مانده است. آن تجربه می گوید که بزرگترین اشتباه مصدق عقب نشینی از خیابان و وارد بازی سیاسی شدن به دربار دیکتاتوری شاه و اعتماد به مظلوم نمائی وی پس از شکست دولت قوام بود. ما یقین داریم که رهبران و سخنگویان هنوز دستگیر نشده جنبش کنونی نیز اگر یک گام به عقب بردارند جنبش مردم، شاید با هزینه ای خونین تر و گسترده تر آنها را نیز پشت سرخواهد گذاشت و این درحالی است که عقب نشینی آنها، خود نه تنها به معنای مرگ سیاسی، بلکه به معنای پیوستن به قربانیانی خواهد بود که طی یک هفته گذشته دستگیر و زندانی شده و زیر فشاراند تا تئوری توطئه مخملی کودتاگرانی را بپذیرند که کودتائی به رنگ خون کرده اند.

اما، نکاتی از میان سخنان رهبر:

1- علی خامنه ای که سخنانش را تقریبا از روی متنی می خواند که در دست داشت، از خون ریزی های آینده، در صورت ادامه حضور مردم در خیابان ها سخن گفت. اولا در این یک هفته خون ریختند و دیگر مرحله ترساندن مردم از ریختن خون آنها پشت سر مانده است. این همان مرحله ایست که در اواخر سال 1356 و اوائل 1357 پشت سر گذاشته شد. او هنوز متوجه عمق واقعه نشده است. این واقعه که مردم، دیگر امیدی و اعتمادی به ارگان های حقوقی و قضائی و اجرائی زیر سلطه او ندارند و برای گفتن حرفشان و گرفتن حقشان به خیابان آمده اند و بر خلاف تصور او، اتفاقا این حاکمیت است که باید تسلیم خیابان و پشت بام مردم شود، نه مردم تسلیم صدا و سیمای کودتا و نماز شکرگزاری کودتا!

2- ما نمی دانیم سخنگویان ضد کودتا که هنوز آزادند و به دستگیر شدگان روزهای اخیر نپیوسته اند، درباره تهدید رهبر به خون ریزی چه واکنشی نشان خواهند داد، اما تمام شواهد نشان میدهد که خونی که در یک هفته مقاومت در برابر کودتا ریخته شده و در آینده نیز ریخته خواهد شود، به مراتب کمتر از آن فاجعه خون ریزی خواهد بود که رهبر می خواهد کشور را بدان سمت هدایت کند!

3- رهبر جمهوری اسلامی نشان داد که برای حفظ موقعیت خویش، حاضر به استفاده از هر وسیله و ترفندی است. از بغض شکسته در گلو، تا اشاره به علیل بودن خود، اما حاضر نیست تسلیم مردم شود. شاه در سال انقلاب، بغض آلود در سیمای شاهنشاهی ظاهر شد و با اذعان به جنبشی که درخیابان ها بود، به مردم گفت "صدای انقلاب شما را شنیدم"، اما وی با علیرغم صدای بغض آلود خود، حاضر نشد به مردم بگوید "صدای شما را شنیدم." و این نهایت کیش شخصیت است.

3- روح حاکم بر سخنان رهبر جمهوری اسلامی "ضعف" ی بود که پشت تهدید پنهان شده بود. باحتمال زیاد او از رایزنی ها و مذاکرات روحانیون تاثیر گذار در مجلس خبرگان با خبر است و به همین دلیل نیز گفت که تا آخر خط می خواهد بایستد. این پاسخ به اعضای موثر خبرگان بود، نه به مردم. او دراین سخنرانی آشفته و عصبی، یا از سر بی اطلاعی از خواست عمومی مردم ایران و یا از سر آشفته فکری و ضعف، گفت که هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان با تمام سیاست های داخلی و خارجی احمدی نژاد مخالف است، اما احمدی نژاد به نظرات وی نزدیک است. اگر اندک اطلاع عمیقی از خواست های مردم داشت، با این سخنان بیشترین محبوبیت را برای هاشمی رفسنجانی فراهم نمی آورد.

4- تهدید به این که تسلیم جنبش به خیابان آمده نخواهد شد، بیش از آن که از موضع قدرت باشد، از موضع ضعف بود، زیرا نشان داد که چنان موقعیت خود را در مخاطره می بیند که معتقد است نیم گام به عقب، یعنی برداشتن گام های دیگر به عقب. یعنی از دست دادن فرماندهی کل قوای نظامی کشور که عملا از روحانیت جدا شده و به آن متکی است. یعنی تسلیم ضوابط قانونی شدن، یعنی تسلیم معیارهای خبرگان برای انتصابات شدن، یعنی تسلیم شدن در برابر ضوابط تعیین درجات نظامی، معیارهای انتصاب رئیس قوه قضائیه، از کف دادن کنترل صدا و سیما و دهها نمونه دیگر. بنابراین، تهدید او به ایستادگی و برنداشتن نیم گام به عقب را باید به حساب ضعفی گذاشت که او اکنون نسبت به موقعیت خود احساس می کند. او میداند که در ضعیف ترین موقعیت است و با برداشتن نیم گام به عقب اختیارات خودکامه خود را از کف خواهد داد.

5- علی خامنه ای تلویحا موسوی و خاتمی و کروبی و شماری از روحانیون بلندپایه کشور را مسئول خونریزی های آینده، در صورت به خیابان آمدن مردم معرفی کرد. با این جمله، تاریخ برای چندمین بار طی 30 سال جمهوری اسلامی تکرار شد. شاه نیز در سال انقلاب و پیش از آن که در صدا و سیمای شاهنشاهی ظاهر شده و با صدای بغض آلود بگوید "صدای انقلاب شما را شنیدم" خطاب به آیت الله خمینی گفت که مسئول ریخته شدن خون مردم در خیابان ها ایشان است، نه او و ژنرال هایش.

درعین حال، آنچه که پس از جمع بندی سخنان رهبر می توان گفت اینست که موقعیت وی در راس حاکمیت به مخاطره افتاده است و این سخنان دفاعی بود که او از خود کرد.

ما بازتاب این موقعیت به خطر افتاده را در حوادث روزهای گذشته مجلس باید پی بگیریم، در تلاش جنون آسای بخش امنیتی سپاه پاسداران برای سرهم کردن یک سناریوی مخملی به کارگردانی حسین شریعتمداری و به نمایش گذاشتن آن در صدای و سیمائی که سکه یک پول شده است. در مقاومت مراجع در تائید کودتا، تائید احمدی نژاد و حتی تائید بیانیه کودتائی رهبر. بازتاب این موقعیت در خطر افتاده را در دیدارش با اعضای دست چندم ستاد انتخاباتی کاندیداها و در سخنان امروزش در خطبه های نماز جمعه تهران باید ببینیم. در نیآمدن بسیاری از چهره های منتقد اوضاع به نماز جمعه وی، نرفتن کاندیداها به دیدار وی و فرستادن بازماندگان ستادهای انتخاباتی که هنوز دستگیر نشده اند به این دیدار. او عملا در نماز جمعه امروز تهران اعتراف کرد که رفتن احمدی نژاد یعنی سقوط رهبر! و ریشه کودتای 22 خرداد نیز در همینجا نهفته است.

آیت الله خمینی در سال انقلاب، خطاب به تهدیدهای شاه گفت: دلیل خونریزی شاه اینست که هنوز فکر می کند ماندنی است، آن لحظه که بداند رفتنی است دیگر دست از خونریزی بر میدارد و به همین واسطه همه باید بایستیم روی شعارهایمان تا شاه بفهمد که باید عقب بنشیند و برود!

ما به تکرار این لحظات تاریخی رسیده ایم؟


 


 

 

آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند


جناب آقای سید علی خامنه ای

اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟

آقای خامنه ای!
مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه " خوب" را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود " آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟" و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابیطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین.

این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست " مقتل" را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند.

باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند.

خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را " خس و خاشاک" نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟

می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟

این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟

آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به " یوم تبلی السرائر" که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟

چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟

جناب خامنه ای!
در این روزها صداهایی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید.

ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.

آقای خامنه ای!
آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رئیس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.

از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از 28 سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند.

در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به 26 سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟

آقای خامنه ای!
بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند.

متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟

کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند.

در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند.

آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد.

ابراهیم نبوی
29 خرداد 1388
http://www.doomdam.com/archives/000652.php#more

 



مشروح بيانات مـهـم رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران

1388/03/29
06-19-2009
20:18:29
8803-15709: كد خبر



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي



تهران، امروز در شکوه نماز جمعه رهبر و ملت، لبريز از معنويت و ياد عطرآگين امام زمان (ارواحنا لمقدمه الفدا) بود.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ـ رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه تاريخي و وحدت بخش امروز تهران در سخنان بسيار مهمي، ياد خدا، اعتماد به کمک پروردگار و افزايش سکينه و آرامش را عامل مهم عبور سرافرازانه ملت مؤمن ايران از طوفان‌ها و حوادث 30 سال اخير خواندند و با تبيين صريح و روشن ابعاد مختلف رقابت‌هاي انتخاباتي و مسائل پس از انتخابات تأکيد کردند: حضور بي‌نظير و حماسي ملت در 22 خرداد، نمايش عظيم اعتماد و اميد و شادابي ملي، زلزله‌اي سياسي براي دشمنان و جشني تاريخي براي دوستان ايران و انقلاب بود و همه 40 ميليون شرکت‌کننده پرشور و فهيم انتخابات، به امام و انقلاب و شهدا رأي داده‌اند و هر 4 نامزد محترم نيز متعلق به نظام اسلامي هستند بنابراين همه بايد در چارچوب قوانين روشن موجود مسائل را پيگيري کنند.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در خطبه دوم نماز که بارها با تکبير و ابراز احساسات مردم همراه شد، در تبيين و تشريح مسائل گوناگون مربوط به انتخابات، خطاب به «ملت، نامزدهاي رياست جمهوري و نخبگان، فعالان سياسي»، و نيز سران برخي دولت‌هاي مستکبر غربي، مطالب جداگانه‌اي مطرح کردند.

ايشان با تجليل از ملت آگاه و مؤمن ايران، حضور نزديک به 40 ميليون رأي دهنده عزيز را در انتخابات 22 خرداد، نمايش عظيم «احساس مسئوليت و روح مشارکت جوي» مردم دانستند و افزودند: حماسه پرشور اعلام دلبستگي يکپارچه مردم به نظام اسلامي و مشارکت بسيار کم نظير 85 درصدي مردم در انتخابات، نشان دهنده رحمت و تفضل پروردگار و عنايت خاص ولي عصر (عج) به ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حضور لبريز از «شور و شعور» جوانان سراسر کشور را در انتخابات رياست جمهوري دهم، تجلي استمرار «تعهد سياسي و احساس مسئوليت» نسل اول انقلاب در نسل جوان امروز خواندند و افزودند: از اعماق دل در مقابل عظمت ملت ايران و جوانانمان، ابراز تواضع مي‌کنم.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اختلاف سليقه مردم و رأي دادن آنان به نامزدهاي مختلف انتخابات رياست جمهوري افزودند: در وراي همه آراي متفاوت مردم، احساس تعهد جمعي براي حفظ کشور و نظام موج مي‌زند به‌گونه‌اي که حضور «زن و مرد و پير و جوان»، «اقوام و پيروان مذاهب گوناگون» و «شهري و روستايي»، حماسه‌اي فراموش ناشدني رقم زده است که براي دشمنان ايران و انقلاب، زلزله‌اي سياسي، و براي دوستان ملت ايران در سراسر جهان، جشني واقعي و تاريخي محسوب مي‌شود.

ايشان شرکت 40 ميليون نفر در انتخابات 22 خرداد را جنبش عمومي ملت براي ابراز وفاداري به امام و انقلاب و شهدا برشمردند و افزودند: با اين حرکت عظيم، نظام اسلامي براي ادامه راه پيشرفت و سرافرازي، نفس تازه کرد و معناي حقيقي مردم سالاري ديني، به رخ بدخواهان نظام کشيده شد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حضور همراه با «اعتماد، آزادي، اميد و شادابي» ملي را در انتخابات رياست جمهوري، جواب ملت ايران به تبليغات مغرضانه دستگاه رسانه‌اي مستکبران دانستند و خاطرنشان کردند: اعتماد ملت به نظام، به عنوان بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي بار ديگر در انتخابات 22 خرداد، متجلي شد و دشمنان اسلام و ايران، تلاش مي‌کنند با ايجاد شک و ترديد درباره انتخابات، اين اعتماد ملي را متزلزل کنند و با کاهش مشارکت مردم، مشروعيت نظام را زير سؤال ببرند که اگر اين هدف شوم محقق شود با هيچ زيان و خسارت ديگري قابل مقايسه نيست.

ايشان با يادآوري تبليغات چند ماهه جبهه استکبار مبني بر تقلب در انتخابات 22 خرداد، افزودند: در سخنراني اول فروردين، به دوستان خوبمان در داخل تذکر دادم که حرف دشمن درباره تقلب را تکرار نکنند چراکه بيگانگان درصددند اعتمادي را که نظام با مسئولان و عملکردش در طول سي سال بدست آورده، زير سؤال ببرند.

رهبر انقلاب اسلامي، رقابت‌هاي کاملاً آزاد و جدي نامزدها در دوران تبليغات انتخابات از جمله مناظره‌هاي شفاف و صريح تلويزيون را يادآور شدند و افزودند: رقابت‌هاي شديد 4 نامزد محترم انتخابات، رقابت جريان‌هاي متعلق به نظام اسلامي بود اما رسانه‌هاي متعلق به صهيونيست‌هاي خبيث با دروغ‌پردازي محض سعي مي‌کنند اين رقابت‌ها را دعوا ميان مخالفان و طرفداران نظام جلوه دهند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به آشنايي نزديک و شناخت وسيع خود از 4 نامزد انتخابات رياست جمهوري، افزودند: يکي از نامزدها، رئيس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش و مورد اعتماد است، يکي ديگر 8 سال نخست وزير خود بنده بوده است، نامزد ديگر فرمانده سپاه و از فرماندهان اصلي دفاع مقدس است و نامزد ديگر هم دو دوره رياست مجلس بوده است بنابراين همه اين آقايان از عناصر نظام و متعلق به نظام هستند و رقابت آنها برخلاف تبليغات خباثت‌آميز رسانه‌هاي صهيونيستي، آمريکايي و انگليسي، رقابت درون نظام است.

رهبر انقلاب اسلامي، اختلاف در ديدگاه‌ها، جهت‌گيري‌هاي سياسي و برنامه‌هاي 4 نامزد انتخابات را يادآور شدند و خاطرنشان کردند: اين اختلاف ديدگاه، اختلاف نظر در درون چارچوب نظام است البته بنده برخي را براي خدمت به کشور مناسب‌تر مي‌دانم اما نظر و تشخيص خود را براي مردم بازگو نکردم و لازم هم نبود که مردم براساس آن عمل کنند چراکه انتخابات مال مردم است و نتيجه آن براساس تشخيص ملت رقم مي‌خورد.

ايشان، مناظره‌هاي تلويزيوني را ابتکاري مهم و جالب ارزيابي کردند و افزودند: مناظره‌هاي شفاف، جدي و صريح، خنثي‌کننده تبليغات بيگانگاني بود که رقابت‌هاي انتخاباتي را غيرواقعي مي‌دانستند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، جديت، صراحت، مجبور شدن افراد به دفاع و پاسخگويي در مقابل سيلاب نقد و انتقاد، و شفاف شدن مواضع اشخاص و گروه‌ها را از نکات مثبت مناظره‌ها دانستند و افزودند: مردم با ديدن مناظره و ديگر برنامه‌هاي تبليغاتي، قدرت قضاوت بدست آوردند و احساس کردند که نظام اسلامي، اندروني و بيروني ندارد و مردم را بيگانه نمي‌داند و حقيقتاً براي ملت حق انتخاب آگاهانه قائل است.

ايشان آزادي بيان، پرورش ذهن‌ها و افزايش قدرت انتخاب ملت را از ديگر آثار مثبت مناظره‌ها برشمردند و با اشاره به کشيده شدن مطالب مناظره‌ها به خيابان‌ها و خانه‌ها تأکيد کردند: يقيناً يکي از عوامل افزايش ده ميليون آراء نسبت به دوره‌هاي قبل، مشارکت ذهني و فکري مردم در انتخابات بود که باعث شد ملت به عرصه انتخاب بيايند، بنابراين از اين ديدگاه مناظره‌ها، امري مطلوب بشمار مي‌آيد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ادامه مناظره‌ها در سطوح مديريتي را خوب و ضروري دانستند و افزودند: بايد با حذف عيوب و نکات منفي مناظره‌ها، آنها را ادامه داد تا همه افراد و مسئولان خود را در معرض نقد و انتقاد و پاسخگويي ببينند.

رهبر انقلاب اسلامي، در تبيين نکات منفي مناظره‌ها، به ايجاد کدورت و کينه، تکيه بر شايعات، ضعف جنبه منطقي مباحث و احساساتي و عصباني شدن طرفين مناظره اشاره کردند و با ابراز ناخرسندي از اين عيوب افزودند: متأسفانه برخي مواقع مناظره‌ها حالت تخريبي پيدا مي‌کرد و به سياه نمايي افراطي خدمات دولت فعلي و در مقابل، سياه‌نمايي عملکرد دولت‌هاي قبلي کشيده مي‌شد و در ميان طرفداران نامزدها التهاب و نگراني ايجاد مي‌کرد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به مقصر بودن دو طرف مناظره‌ها افزودند: يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريح‌ترين و خجالت‌آورترين اهانت‌ها و تهمت‌ها را بيان مي‌كرد و با پخش كارنامه‌هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي‌ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي‌گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه مي‌داد و شخصيت‌هايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده‌اند زير سؤال مي‌برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است، بيان مي‌كرد.

رهبر انقلاب اسلامي، با انتقاد از طرح مباحثي درباره فساد مالي اطرافيان آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري افزودند: البته كسي، خود اين آقايان را به فساد مالي متهم نكرد اما هر كس هر ادعايي در مورد بستگان آنها نيز دارد نبايد قبل از اثبات در مراجع و مجاري قانوني، در رسانه‌ها بيان كند، چراكه اينگونه اقدامات در جامعه و بويژه در اذهان جوانان، تلقي نادرست ايجاد مي‌كند.

ايشان با اشاره به شناخت بيش از 50 ساله خود از آقاي هاشمي رفسنجاني و خدمات وي به انقلاب و نظام افزودند: آقاي هاشمي رفسنجاني در دوران مبارزه با رژيم ستم‌شاهي از اصلي‌ترين و جدي‌ترين افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترين شخصيت‌هاي همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پيش رفته است ضمن اينكه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در كنار رهبري بوده است.

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: آقاي هاشمي قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه مي‌كرد و در سي سال اخير هم با به عهده گرفتن مسئوليت‌هاي فراوان، در حساس‌ترين مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب براي خودش، مالي نياندوخته است و مردم بايد به اين حقايق توجه داشته باشند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در عين حال به اختلاف نظر طبيعي خود با آقاي هاشمي رفسنجاني در موارد متعدد اشاره كردند و افزودند: اين اختلاف نظر طبيعي است و مردم نبايد دچار توهم شوند و به گونه‌اي ديگر فكر كنند.

ايشان افزودند: ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

رهبر انقلاب اسلامي، آقاي ناطق نوري را نيز جزو شخصت‌هاي خدوم انقلاب دانستند و افزودند: در دلبستگي آقاي ناطق به نظام و انقلاب هيچ شكي وجود ندارد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تأكيد مجدد بر لزوم بر طرف شدن آسيب‌هاي مناظره اعلام كردند: در همان ايام بعد از مناظره به رئيس جمهور تذكر دادم چون مي‌دانستم ترتيب اثر مي‌دهد.

ايشان، با تكرار موضع نظام درباره مبارزه جدي و پيگيري با فساد مالي افزودند: اگر فساد اقتصادي در كشور نبود چند سال قبل نامه هشت ماده‌اي به رؤساي سه قوه ارسال نمي‌شد. اما بدون ترديد جمهوري اسلامي از سالم‌ترين نظام‌هاي سياسي ـ اجتماعي دنياست و نبايد به استناد مراكز و مراجع صهيونيستي، كشور را به فساد متهم كنيد يا در زمينه فساد مالي اشخاص و مسئولان را بي‌جهت زير سؤال ببريم.

رهبر انقلاب اسلامي در جمع‌بندي اين بخش از سخنانشان خاطرنشان كردند: ملت عزيز ايران در 22 خرداد حماسه‌اي تاريخي و جهاني آفريد اما برخي از دشمنان تلاش مي‌كنند اين پيروزي مطلق نظام را به شكست ملي تبديل كنند و با مشكوك و قابل ترديد جلوه دادن انتخابات نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني به نام اين ملت ثبت شود كه البته ثبت شده است و نمي‌توان اين واقعيت را تغيير داد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در ادامه جمع‌بندي اين بخش از سخنان خود خطاب به ملت افزودند: همه كساني كه به يكي از چهار نامزد محترم رأي داده‌اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظامند و انشاء الله از اجر الهي برخوردارند به همين علت بايد گفت خط انقلاب، 40 ميليون رأي دارد نه بيست و چهار و نيم ميليون رأي كه متعلق به رئيس جمهور منتخب است.

رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند: مردم البته اطمينان دارند اما برخي طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه نظام جمهوري اسلامي اهل خيانت در آراي مردم نيست و ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه تقلب نمي‌دهد آن هم تقلب در حد يازده ميليون رأي.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: در عين حال به شوراي محترم نگهبان تأكيد شده كه به مستندات ارائه شده از جانب كساني كه شبهه دارند حتما رسيدگي شود و اگر در مواردي نياز به باز شماري صندوق‌ها بود با حضور نمايندگان نامزدها انجام شود.

ايشان مجاري قانوني را تنها مسير رسيدگي به شبهات مطرح شده خواندند و تأكيد كردند: بنده زير بارِ بدعت‌هاي غيرقانوني نمي‌روم چراكه در هر انتخاباتي طبعا برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب‌هاي قانوني شكسته شود در آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود و مصونيت نخواهد داشت.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، با اشاره به كامل بودن قانون رسيدگي به شكايات انتخاباتي افزودند: قانون همانطور كه به نامزدها حق نظارت و شكايت داده، راه رسيدگي به شكايات را هم مشخص كرده است و همه كارها بايد براساس روال درست قانوني انجام شود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ادامه خطبه دوم خطاب به سياسيون، نامزدها و گردانندگان احزاب و جريان‌هاي سياسي خاطرنشان كردند: امروز يك لحظه حساس تاريخي براي كشور است و نگاهي به وضع دنيا، خاورميانه، كشورهاي همسايه و همچنين وضع اقتصادي جهان ثابت مي‌كند كه در نقطه تاريخي قرار داريم، بنابراين همه وظيفه داريم كه در اين مرحله تاريخي هوشيار و دقيق باشيم و اشتباه نكنيم.

ايشان با تأكيد بر اينكه مردم در قضيه انتخابات حقا و انصافا به بهترين وجه به وظيفه خود عمل كردند، افزوند: سياسيون و كساني كه به نحوي مرجعيتي براي بخشي از افكار عمومي دارند بايد خيلي مراقب رفتار و گفتار خود باشند زيرا با اندكي افراط گري آنها، دامنه افراط گري در بدنه مردم به مراحل حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه خود آنها نيز نخواهند توانست ابعاد آن را جمع كنند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به اينكه هر حركت افراطي، به افراطي‌گري ديگران دامن خواهد زد، تأكيد كردند: اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها خواهند بود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: به همه اين دوستان قديمي و برادران توصيه مي‌كنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دست‌هاي دشمن و گرگ‌هاي گرسنه و كمين كرده را كه امروز به تدريج نقاب ديپلماسي را كنار زده‌اند، ببينند و از آنها غفلت نكنند.

ايشان با تأكيد بر اينكه اين آقايان بايد به مسئوليت كارهاي خود در نزد خداوند فكر كنند، خاطرنشان كردند: برادران، آخرين وصاياي امام بزرگوار را به ياد بياوريد كه مي‌گفت همه بايد قانون را فصل‌الخطاب بدانند.

رهبر انقلاب اسلامي حل و فصل همه اختلافات را در سر صندوق رأي، فلسفه انتخابات خواندند و خاطرنشان كردند: انتخابات براي اين است كه در صندوق‌هاي رأي معلوم شود كه مردم چه مي‌خواهند نه در كف خيابان‌ها.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تأكيد كردند: اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهايي كه رأي نياورده‌اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين حركت، كساني هم كه رأي آورده‌اند طرفدارانشان را به خيابان‌ها بكشانند پس اصلا چرا انتخابات برگزار مي‌شود؟ ضمن آنكه مردم چه گناهي كرده‌اند كه بايد به علت اين كارهاي ما، از كسب و كار و زندگي خود باز بمانند.

ايشان با اشاره به اينكه تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريست‌هاي نفوذي و ضربه‌هاي تروريستي است، افزودند: اگر در اين تجمعات اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن با كيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته‌اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي‌دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنش‌هاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟

رهبر انقلاب اسلامي با انتقاد شديد از برخي وقايع روي داده در كوي دانشگاه تهران خاطرنشان كردند: اينكه بروند در كوي دانشگاه و جوان دانشجوي مؤمن و حزب اللهي را آنهم با شعار رهبري مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون مي‌كند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به اينكه زورآزمايي خياباني بعد از انتخابات در واقع به چالش كشيده شدن اصل انتخابات و مردم‌سالاري است، تأكيد كردند: از همه مي‌خواهم به اين روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند مسئوليت تبعات و هرج و مرج آن، برعهده آنها خواهد بود.

ايشان افزودند: برخي‌ها بدانند كه با حركات خياباني نمي‌توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته‌هاي آنها بروند چراكه تن دادن به مطالبات غيرقانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.

رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: اينگونه تصورات و محاسبه‌ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط ، عواقبي هم پيدا كند مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.

ايشان با دعوت از همه دوستان و برادران براي برادري و تفاهم و رعايت قانون افزودند: راه قانون و راه محبت و صفا باز است و اميدوارم همه در اين راه حركت كنند و جشن پيروزي 40 ميليوني مردم را گرامي بدارند و اجازه ندهند دشمن اين جشن بزرگ را خراب كند.

رهبر انقلاب اسلامي در عين حال هشدار داد: اگر كساني بخواهند راه ديگري بروند آنوقت من خواهم آمد و با مردم صريح‌تر صحبت خواهم كرد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ادامه مباحث مربوط به انتخابات به مواضع مقامات برخي کشورهاي اروپايي و آمريکا اشاره کردند و افزودند: قبل از شروع انتخابات، جهت‌گيري رسانه‌هاي غربي و دولتمردان آنها تلاش براي ايجاد ترديد در انتخابات و زمينه‌سازي به منظور حضور کمرنگ مردم بود اما حضور عظيم 40 ميليوني مردم در انتخابات، رسانه‌ها و مقامات غربي را شوکه کرد و به آنها فهماند که سرفصل جديدي در مسايل مربوط به جمهوري اسلامي ايران بوجود آمده است که چاره‌اي جز پذيرش آن ندارند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به برخي اعتراض‌ها و مسايل پيش آمده بعد از انتخابات افزودند: در چنين شرايطي برخي مقامات غربي فرصت را مغتنم شمردند تا موج سواري کنند و لحن آنها نيز تغيير کرد و به تدريج نقاب‌ها کنار رفت.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي خاطرنشان کردند: از اوايل هفته تعدادي از سران دولت‌ها و وزيران خارجه غربي موضع‌گيري کردند و دشمني خود را با نظام اسلامي نشان دادند که از همه خبيث‌تر دولت انگليس بود.

ايشان با اشاره به نقل قولي از برخي مقامات آمريکايي مبني بر اينکه ما منتظر چنين روزهايي بوديم که مردم به خيابان‌ها بريزند، افزودند: اين سخنان در حالي بيان مي‌شود که از آن طرف نامه مي‌نويسند و ابراز علاقه براي روابط و اظهار احترام به جمهوري اسلامي مي‌کنند، کدام را بايد باور کرد؟

رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان کردند: همزمان در داخل کشور هم، عوامل اين عناصر خارجي بکار افتادند و خط تخريب – آتش سوزي – غارت اموال عمومي و مردم – و سلب امنيت مردم شروع شد که البته اين تخريب‌ها ارتباطي به مردم و حاميان نامزدها ندارد بلکه مربوط به بدخواهان ملت ايران و مزدوران و دست نشاندگان سرويس‌هاي جاسوسي غرب و رژيم صهيونيستي است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: اين وضعيت دشمنان را به طمع انداخت و تصور کردند که در ايران هم مي‌توانند همچون برخي کشورهاي کوچک با چند ده ميليون دلارِ يک سرمايه‌دار صهيونيست، انقلاب مخملي کنند اما مشکل اصلي اين دشمنان نادان اين است که هنوز هم ملت ايران را نشناخته‌اند.

ايشان خاطرنشان کردند: آنچه در اين ميان از همه زشت‌تر بود دلسوزي مقامات آمريکايي براي حقوق بشر و ادعاي سخت‌گيري بر مردم ايران بود اما کساني که در افغانستان و عراق آن جنايات را به وجود آورده‌اند و از رژيم ظالم صهيونيستي حمايت مادي و سياسي مي‌کنند، چگونه دم از حقوق انسان مي‌زنند؟

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با يادآوري اقدام دولت دموکرات کلينتون در قتل عام بيش از هشتاد نفر از وابستگان فرقه داوديان افزودند: شما که بيش از هشتاد زن، مرد و کودک را زنده زنده در آتش سوزانديد، اصولاً حقوق بشر را مي‌فهميد؟

ايشان با تأکيد بر اينکه جمهوري اسلامي ايران پرچمدار حقوق انسان و دفاع از مظلومان است و نيازي به نصيحت غربي‌ها ندارد، خاطرنشان کردند: مسئولان و سياستمداران اروپايي و آمريکايي قدري شرم و حيا کنند و از اين کارها دست بردارند.

رهبر انقلاب اسلامي در بخش پايان خطبه دوم نماز جمعه خطاب به حضرت وليعصر (عج) فرمودند: اي سيد و مولاي ما، ما آنچه را لازم بود انجام داديم و آنچه را بايد گفت، گفتيم و خواهيم گفت. ما جان ناقابل و اندک آبروي خود را در کف دست گرفته‌ايم و آن را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهيم کرد، ما اين راه را با قدرت ادامه خواهيم داد و شما که صاحب حقيقي اين انقلاب و کشور هستيد براي ما دعا کنيد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در خطبه اول نماز، با اشاره به نقش ياد خدا و ايمان الهي در سکينه و آرامش روحي مؤمنان تأکيد کردند: در مقابل حوادث گوناگون که دل‌ها را به تشويش و اضطراب مي‌اندازد بايد به ياد و ذکر خدا پناه برد و به وعده‌هاي پروردگار اعتماد کرد که در اين صورت، خداوند کريم آرامش روحي را بر مؤمنان نازل مي‌کند و اين سکينه و طمأنينه موجب محکم کردن دل‌ها و استواري گام‌ها خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به حوادث گوناگوني که از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي رخ داده است، خاطرنشان کردند: هر يک از اين حوادث و طوفان‌ها مي‌توانست يک ملت و نظام را از جا بکند اما اين کشتي استوار که متکي به ايمان و اراده استوار مردم مؤمن است، در اين طوفان‌ها اندک اضطرابي پيدا نکرد که اين مسئله نشان‌دهنده رحمت و تفضلات الهي است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي غرور و غفلت از ياد خدا را موجب پايان يافتن رحمت الهي دانستند و افزودند: بايد مراقب بود تا هيجانات سياسي و بگو و مگوهايي که در يک کشور آزاد، طبيعي است، ما را از ياد خدا و هدف اصلي منحرف نکند.

رهبر انقلاب اسلامي با يادآوري ايمان و معنويت جوانان عزيز، به همه مردم بويژه جوانان بهره‌گيري کامل از فرصت‌هاي معنوي را توصيه کردند و افزودند: ايام ماه رجب نزديک است و بايد دعاهاي اين ماه را که دريايي از معرفت است، غنيمت شمرد.

انتهاي پيام


 

 
 
 
Contact US
Iran Internet Index Directory Copyright 2005